فایل word پايان نامه حق ستيزي و حق طلبي در قرآن

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 فایل word پايان نامه حق ستيزي و حق طلبي در قرآن دارای 149 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word پايان نامه حق ستيزي و حق طلبي در قرآن  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word پايان نامه حق ستيزي و حق طلبي در قرآن

چکیده تحقیق
مقدمه
بخش اول:کلیات تحقیق
مبحث اول: بیان مسئله
مبحث دوم: تاریخچه موضوع
مبحث سوم: ضرورت, اهداف و اهمیت موضوع
مبحث چهارم: پرسشهای تحقیق
مبحث پنجم: روش تحقیق
مبحث ششم: مروری بر تحقیقات گذشته
مبحث هفتم:تعریف اصطلاحات و بیان مفاهیم
بخش دوم : مباحث محتوایی ( تجزیه و تحلیل داده‌ها )
فصل اول: حق ستیزی
مبحث اول: زمینه های حق ستیزی
گفتار اول: استکبار
گفتار دوم: تعصب
گفتار سوم: حسد
گفتار چهارم: کفر
مبحث دوم: مصادیق حق ستیزان 
گفتار اول: اهل کتاب
گفتار دوم: فرعونیان
گفتارسوم: مشرکان
گفتار چهارم: منافقان
گفتار پنجم: کافران
گفتار ششم: امت‌های پیشین
گفتار هفتم: مفسدان
مبحث سوم : آثار حق ستیزی
گفتار اول: اتهام جنون به پیامبر
گفتار دوم: دعوت به مباهله
گفتار سوم: محرومیت از تزکیه
گفتار چهارم: کفر به رسالت پیامبر
گفتار پنجم: گمراهی
گفتار ششم: انحراف در بینش
گفتار هفتم: استحقاق لعن
گفتار هشتم: محرومیت از لطف خداوند
فصل دوم: حق طلبی
مبحث اول: زمینه های حق طلبی
گفتار اول: تواضع
گفتار دوم: سلامت قلب
گفتار سوم: علم به وحدانیت خداوند
گفتار چهارم: تأمل در کیفیت آفرینش
گفتار پنجم: اجتناب از سودجویی
مبحث دوم : مصادیق حق طلبان
گفتار اول: ابراهیم
گفتار دوم: مومنان اهل کتاب
گفتار سوم: عالمان
بخش سوم: نتیجه‌گیری و پیشنهاد ها
نتیجه گیری
پیشنهادهای پژوهش
فهرست منابع و ماخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه فایل word پايان نامه حق ستيزي و حق طلبي در قرآن

 قرآن کریم ترجمه محمدمهدی فولادوند

دشتی,محمد,نهج البلاغه

 الف) منابع فارسی

 ابوالفتوح رازی,حسین‌بن‌علی,روض‌الجنان ‌و روح‌الجنان ‌فی تفسیرالقرآن,‏مشهد,آستان قدس رضوی,‏1408ق, ج‏4

امین,سیّده نصرت,مخزن‌العرفان‌فی‌تفسیرقرآن,تهران,نهضت‌زنان‌مسلمان,1361ش, ج‏6
بروجردی,سید محمد ابراهیم,تفسیرجامع,انتشارات صدر,تهران,1366ش,ج4
بلاغی,سیدعبدالحجت,حجهالتفاسیروبلاغ‌الاکسیر,انتشارات‌حکمت,قم,بی‌چا,1386ق, ج5
ثفقی تهرانی,محمد,تفسیرروان‌جاوید,انتشارات برهان,تهران,چاپ سوم,1398ق,ج3
جعفری,یعقوب,تفسیرکوثر,بی‌نا,بی‌چا,بی‌تا,ج2
جوادی آملی, عبدالله,تفسیر تسنیم,اسرا , قم, چاپ اول,1386ش ,ج12,
حجتی,سیدمحمدباقر,آداب‌تعلیم‌وتعلم‌دراسلام,دفترنشرفرهنگ اسلامی, قم, چاپ اول, خرداد1359
حسینی دشتی,مصطفی, معارف و معاریف,بی‌نا,قم,چاپ دوم, 1376,جلد 8و10

10 حسینی‌شاه‌عبدالعظیمی,حسین بن احمد,تفسیراثنی‌عشری,انتشارات میقات ,تهران,چاپ اول,1363,ج 1و2

11 حسینی‌همدانی,سیدمحمدحسین,‏انواردرخشان‏,کتابفروشی‌لطفی,تهران,چاپ‌اول,1404 ق, ج‏8

12 همو,معادشناسی,انتشارات حکمت, قم,چاپ سوم, 1407ق,ج5

13 خسروی‌حسینی,سیدغلامرضا,ترجمه‌وتحقیق‌مفردات‌الفاظ‌قرآن,نشرمرتضوی,تهران, چاپ دوم,سال1375,ج4

14 داورپناه,ابوالفضل,انوارالعرفان‌فی‌تفسیرالقرآن,انتشارات‌صدر,تهران,چاپ‌اول‏,1375, ج‏5

15 دهخدا, علی اکبر,لغت نامه دهخدا, موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران , چاپ اول , بهار 1373,ج 8

16 ذکاوتی,علیرضا,اسباب النزول,نشر نی,تهران,چاپ اول,سال 1383,ج1

17 سادات,محمدعلی,اخلاق‌اسلامی,سازمان مطالعه وتدوین‌کتب علوم انسانی دانشگاه ها, تهران, بی چا,زمستان 1387

18 سبحانی,جعفر,فروغ ابدیت,موسسه بوستان کتاب,قم,چاپ هیجدهم,سال 1382,ج1

19 سیدبن‌طاووس,راهنمای‌سعادت,مترجم‌سیدمحمدباقرشهیدی‌گلپایگانی,چاپ‌سعدی,بی نا, بی تا,سال 1341

20 شبستری, عبدالحسین, اعلام القرآن, دفتر تبلیغات اسلامی, قم,چاپ اول,سال 1379

21 شریف‌لاهیجی,محمدبن‌علی,تفسیرشریف‌لاهیجی,دفترنشرداد,تهران,چاپ‌اول,1373,ج

22 طالقانی,سیدمحمود,پرتوی‌ازقرآن,شرکت‌سهامی‌انتشار,تهران,چاپ‌چهارم,1362ش,ج2

23 طباطبایی,محمدحسین,تفسیرالمیزان,ترجمه‌سیدمحمدباقرموسوی‌همدانی,دفترانتشارات اسلامی, قم,چاپ اول,1376ش,جلد1و2و3و5و6و8و9و14و15و16و19

24 طبرسی,فضل‌بن‌حسن,مجمع‌البیان‌فی‌تفسیرالقرآن,ترجمه مترجمان, انتشارات فراهانی, تهران,چاپ اول,1360, ج‏2,17,3

25 طیب,سیدعبدالحسین,أطیب‌البیان‌فی‌تفسیرالقرآن,انتشارات‌اسلام,تهران,چاپ‌دوم,سال1378, ج8,3,1

26 عاملی,ابراهیم,تفسیر عاملی,انتشارات صدوق,تهران,1360ش,بی چا,ج6,ص274

27 قرائتی,محسن,تفسیرنور,مرکزفرهنگی‌درسهایی‌ازقرآن,تهران,چاپ یازدهم,1383ش,ج3

28 قرشی,سیدعلی‌اکبر,قاموس‌قرآن,دارالکتب‌الاسلامیه,تهران,چاپ‌هشتم,سال1371,ج1,7

29 همو؛تفسیر احسن الحدیث, بنیاد بعثت, تهران,چاپ سوم, 1377 هـ ش , ج‏6

30 کاشفی‌سبزواری,حسین‌بن‌علی,تفسیرمواهب‌علیه,سازمان‌چاپ‌وانتشارات‌اقبال,تهران,بی چا,1369ش,ج1

31 مدرسی,محمدتقی,تفسیرهدایت,مترجم‌حسن آرام,بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی,مشهد,چاپ اول, 1377 ش, ج8

32 مصباح یزدی,محمدتقی,آموزش عقاید,دارالثقلین,قم,چاپ اول,سال1378

33 مصطفوی تبریزی,حسن, التحقیق فی کلمات القرآن, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی, تهران,چاپ اول,1374ج6و9و13

34 همو,تفسیر روشن, مرکز نشر کتاب,تهران,چاپ اول, 1380ش,  ج‏8

35 مطهری,مرتضی,خدمات‌متقابل‌اسلام وایران, دفترانتشارات اسلامی, قم, چاپ هشتم, سال 1357

36 همو,مجموعه آثار,انتشارات صدرا,قم, چاپ پنجم, 1374,ج

37 معین,محمد,فرهنگ‌فارسی‌معین,انتشارات‌میرکبیر,تهران,چاپ‌هشتم,1371,ج2,ص

38 مکارم شیرازی,ناصر, تفسیرنمونه,دارالکتب الاسلامیه,تهران,چاپ اول,1374, ج‏2و 6و 8و 11 و23

39 همو,قصه‌های‌قرآن‌براساس‌تفسیرنمونه,تدوین‌حسین‌حسینی,تهران,دارالکتب الاسلامیه,چاپ اول, 1380ش

40 همو,قرآن حکیم وآیات منتخب,انتشارات اسوه,قم,چاپ دوم,سال1388

41 موسوی‌خمینی,سیدروح‌الله, شرح چهل حدیث, موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی , تهران, چاپ اول , پائیز 1371

42 همو,اخلاق3گزیده‌آثاراخلاقی‌امام‌خمینی,نشردانش حوزه,بی جا,چاپ دوم,بهار1385

43 مهیار,رضا, فرهنگ ابجدی (عربی , فارسی), انتشارات اسلامی ,تهران,بی چا,بی تا

44 میرزاخسروانی,علیرضا,تفسیرخسروی,انتشارات اسلامیه,تهران,چاپ اول,1390ق,ج6

45 نجفی‌خمینی,محمدجواد,تفسیرآسان,انتشارات‌اسلامی,تهران,چاپ‌اول,سال1398ق, ج‏1

46 نراقی, ملااحمد, معراج السعاده,انتشارات قائم آل محمد ,قم,چاپ چهارم سال 1386

47 نفیسی,علی اکبر,فرهنگ نفیسی,کتابفروشی خیام, چاپ افست مروی ,ج 3, ص 1849

ب)منابع عربی

ابن‌عربی‌ابوعبدالله,محی‌الدین‌محمد,تفسیرابن‌عربی,داراحیا التراث‌العربی,بیروت,چاپ اول,1422ق,ج اول
ابن‌منظور,محمدبن‌مکرم,لسان‌العرب‏, بیروت‏, دارصادر,414 ق‏, چاپ سوم, جلد(8,9, 10,11,14)
بلاغی‌نجفی,محمدجواد,آلا الرحمن‌فی‌تفسیرالقرآن,بنیادبعثت,قم,چاپ‌اول,1420ق, ج‏1
بیضاوی, عبدالله بن عمر, أنوار التنزیل و أسرار التأویل, ‏بیروت, دار احیا التراث العربی,‏ 1418ق, چاپ اول, ج‏2
حائری تهرانی,میر سیدعلی,مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر, دارالکتب الاسلامیه ,تهران , بی چا,1377ش, ج‏2
حرعاملی,محمدبن‌حسن,وسایل‌الشیعه‌الی‌تحصیل‌مسائل‌الشریعه,آل‌البیت‌لاحیا التراث ,قم,چاپ اول,1409ق,ج 5و11
حسینی شیرازی,سیدمحمد,تبیین القرآن,دارالعلوم,بیروت,چاپ دوم,1423ق,ج1
راغب اصفهانی,حسین بن محمد,المفردات‌فی‌غریب‌القرآن, دارالعلم الدارالشامیه, دمشق بیروت,چاپ اول, ‏1412ق

زکریا,احمد بن فارس, معجم مقاییس اللغه, دارالکتب العلمیه ,قم, بی‌تا, ‌ج1

10 زمخشری, محمود, الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل, بیروت, ‏دارالکتب العربی, ‏1407ق, چاپ سوم, ج‏1

11 سبزواری‌نجفی,محمدبن‌حبیب‌الله,ارشادالاذهان‌الی‌تفسیرالقرآن,دارالتعارف‌للمطبوعات, بیروت,چاپ اول,1419ق,ج1

12 سمرقندی,نصربن محمد بن احمد,تفسیربحرالعلوم,بی نا,بی چا,بی تا,ج3

13 سیوطی‌جلال‌الدین,تفسیرالجلالین,موسسه‌النور للمطبوعات, بیروت, چاپ اول,1416ق

14 شبر,سیدعبدالله,تفسیرالقرآن الکریم,دارالبلاغه لطباعه والنشر,بیروت,,چاپ اول,1412ق

15 همو,سیدعبدالله,الجوهرالثمین‌فی‌تفسیرالکتاب‌المبین,مکتبهالالفین,کویت,چاپ‌اول,1407ق,ج5

16 همو, الاخلاق,هجرت, قم,چاپ 11, سال1384

17 شوکانی,محمدبن علی,فتح القدیر,دارابن کثیر,بیروت,چاپ اول,1414ق.ج4

18 صادقی تهرانی,محمد,الفرقان فی‌تفسیر القرآن بالقرآن,فرهنگ اسلامی‏,, قم‏,  چاپ دوم‏, سال 1365,ج‏5

19 طریحی,فخرالدّین,مجمع‌البحرین‌ومطلع‌النیرین,کتاب فروشی مرتضوی,تهران, چاپ سوم1375ش, ج1

20 فراهیدی,خلیل بن احمد, العین, انتشارات اسوه ,قم,چاپ اول, 1414 ق, ج 2و5

21 قمی,علی بن ابراهیم,تفسیر القمی, دارالکتاب,قم , چاپ چهارم,1367ش ,ج‏1

22 کاشانی,ملامحسن,تفسیرالصافی,انتشارات الصدر,تهران,چاپ دوم,1415ق,ج4

23 گنابادی,سلطان محمد,تفسیربیان‌السعاده‌فی‌مقامات‌العباده,ترجمه‌رضاخانی وحشمت الله ریاضی مرکزانتشارات دانشگاه پیام نور,تهران,چاپ اول,1372ش,ج2

24 متقی‌هندی,علا الدین‌علی,کنزالعمال‌فی‌سنن‌الافعاال‌والاقوال,بیروت,دارالکتب الاسلامیه, ج9

25 مجلسی,محمدباقر, بحارالأنوارالجامعه لدررأخبارالأئمهالأطهار, کتابفروشی اسلامیه‏, تهران چاپ پنجم,سال1364 , جلد 42و70و73و90, ج90

26 مراغی,احمدبن‌مصطفی,تفسیرالمراغی,داراحیا التراث‌العربی,بیروت,بی‌چا,بی‌تا,ج20

27 نووی جاوی,محمدبن‌عمر,مراح لبیدلکشف‌معنی‌القرآن‌المجید,دارالکتب‌العلمیه, بیروت, چاپ اول,1417ق,ج1

ج) سایرمنابع

 1نرم افزار جامع التفاسیر,مرکزتحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی,قم

2هاشمی رفسنجانی,اکبر,فرهنگ قرآن,دفترتبلیغات اسلامی,قم,چاپ اول, زمستان 1376, ج10

مبحث اول: زمینه‌های حق ستیزی

 (قرآن) کتاب دینی و هدایت است, و برای دست یابی به رشد شخصیت و خودشناسی بهترین راه را نشان می‌دهد. زیرا انسان تنها موجودی است که از دو بعد مادی و غیر مادی شکل گرفته است. قرآن کریم فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده و علل انحراف, بیماری و همچنین راه‌های تهذیب, تربیت, معالجه روان انسان را به طور جامع به او نشان می‌دهد. یکی از آن بیمارهای مهم, حق‌ستیزی بعضی افراد است که آن مانند بسیاری از پدیده‌های اجتماعی دیگر, زمینه‌ها و آثاری دارد که بستر مناسب را برای پدیدار شدن آن فراهم می‌کند. بنابراین با توجه به آیات قرآن و بررسی آن‌ها, زمینه‌های حق‌ستیزی را چهار مورد ذکر کرده: استکبار, تعصب, حسد و کفر که ما در این فصل هر کدام را جداگانه مورد دقت قرار می دهیم

گفتار اول: استکبار

قرآن کریم یکی از زمینه‌های حق‌ستیزی را (کبر) نام برده است. کبر در لغت به معنای: (چیزی را بزرگ دانستن)1, (عظمت)2,(حالتی مخصوص انسان که خودش را بزرگتر از دیگران ببیند)3,

(بزرگی قدر).4و در اصطلاح (یک حالت نفسانیه است که انسان بزرگی کند و بزرگی فروشد بر غیر خود. یعنی کمالی در خود ببیند که دیگران فاقد آن می‌باشند. همچنین برای کبر درجاتی قائل شده‌اند: (اول کبر به خدای متعال, دوم کبر بر انبیا و رسل و اولیا صلوات الله علیهم اجمعین, سوم کبر بر اوامر خدای متعال و چهارم کبر بر بندگان خدا)5

هم چنین ملا احمد نراقی درجات کبر را به سه قسمت تقسیم کرده‌اند: (اول تکبر به خدا, دوم تکبر بر پیغمبران, سوم تکبر بر بندگان خدا)1. انسان متکبر با داشتن این صفت زشت, زمینه حق‌ستیزی را در خود فراهم کرده, ابتدا بر بندگان خدا و بعد نسبت به پیامبران و بعد کار به جایی می‌رسد که به خدا هم کبر ورزیده, کوس انا ربکم الاعلی سر می‌دهد. خود را خدای انسان‌ها می‌داند و دوست دارد همه انسان‌ها, به هر قیمت که باشد, تحت فرمان او قرارگیرند. سبب اصلی تکبر این است که انسان در خود کمالی را توهم کند و آن مخلوط با حب نفس شود و دیگران را ناقص‌تر از خود ببیند. این کبر و بزرگ بینی در هر قشری به علل تناسب حال آنها فرق دارد. فقها , طلاب و اهل علم, غیر اهل علم, کسبه و بازاری, مردم عادی, همه و همه اگر خودسازی نداشته باشند, دچار چنین مفسده باطنی خواهند شد. و عاقبت چنین افرادی دوزخ است

 آیاتی از قرآن, تکبر و خودپسندی را که از زمینه‌های حق‌ستیزی می‌باشد را نهی کرده مثلا تکبر ورزی فرعویان گناه‌کار که, زمینه‌ساز حق‌ستیزی آنان نیز شده بود. خداوند می‌فرماید: (ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسی‏ وَ هارُونَ إِلی‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ بِآیاتِنا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ. فَلَمَّا جا َهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِینٌ)2؛ (سپس, بعد از آنان موسی و هارون را با آیات خود, به سوی فرعون و سران قوم وی فرستادیم, ولی آنان‏ گردنکشی کردند و گروهی تبهکار بودند. پس چون حقّ از نزد ما به سویشان آمد, گفتند: (قطعاً این سحری آشکار است)

 در اصطلاح قرآنی (ملأ) به اشراف پر زرق و برق گفته می‏شود که ظاهرشان چشم پر کن و حضورشان در اجتماع در همه جا دیده می‏شود, و معمولا در آیاتی از قبیل آیات مورد بحث به معنی دار و دسته و اطرافیان و مشاوران می‏آید)1

و اگر می‏بینیم تنها سخن از بعثت موسی به سوی حق‌ستیزی فرعون و ملأ به میان آمده در حالی که موسی مبعوث به همه فرعونیان و بنی‌اسرائیل بود, به خاطر آن است که نبض جامعه‏ها در دست هیئتهای حاکمه متکبر و دار و دسته آنها است. بنابراین هر برنامه اصلاحی و انقلابی اول باید آن‌ها را هدف‏گیری کند, چنان که خداوند می‌فرماید: (فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْر)2؛(پس با پیشوایان کفر بجنگید.) اما فرعون و فرعونیان از پذیرش دعوت موسی و هارون سرباز زدند, و از این که در برابر حق سر تسلیم فرود آورند, تکبر ورزیدند و شروع کردند به هر صورتی که ممکن است با حق, ‌ستیز کنند. (فَاسْتَکْبَرُوا). آنها به خاطر کبر و خود برتر بینی و نداشتن روحیه تواضع, واقعیتهای روشن را در دعوت موسی نادیده گرفتند و به همین دلیل این قوم مجرم و گنهکار هم چنان به ستیز و جرم و گناهشان ادامه دادند. (وَ کانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ)

آیات بعد, از حق‌ستیزی چند مرحله‏ای فرعونیان با موسی و برادرش هارون سخن می‏گوید که مرحله نخستین آن انکار و تکذیب و افترا و متهم ساختن آنان به سو نیت و به هم ریختن سنت نیاکان و اخلال در نظام اجتماعی بوده است, چنان که قرآن می‏گوید

هنگامی که حق از نزد ما به سوی آنها آمد با اینکه آن را از چهره‏اش شناختند. گفتند این سحر آشکاری است! (فَلَمَّا جا َهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِینٌ)

جاذبه و کشش فوق‌العاده دعوت موسی از یک طرف و معجزات چشمگیرش از طرف دیگر, و نفوذ روز افزون و خیره‏ کننده‏اش از طرف سوم, سبب شد که فرعونیان به فکر چاره بیفتند و وصله‏ای بهتر از این پیدا نکردند که او را ساحر و عملش را سحر بخوانند و این گونه با او ستیز کنند. این تهمت, چیزی است که در سرتاسر تاریخ انبیا مخصوصا پیامبر اسلام (ص) دیده می‏شود

صاحب المیزان آیه را این گونه تفسیر کرده‌اند: (یعنی ما پس از آن, یعنی بعد از او نوح و رسولان بعد از او موسی و برادرش هارون را با آیات خود به سوی فرعون و درباریان – مردمی از نژاد قبطه که با فرعون خصومت داشتند- گسیل داشتیم, ولی فرعون و درباریانش از پذیرفتن آیات ما استکبار ورزیدند, و به ارتکاب جرم ادامه دادند. در آیه بعدی از ظاهر کلام چنین بر می‏آید که منظور از کلمه(حق) آیات و معجزه حق است, از قبیل اژدها شدن عصا و ید بیضا , که خدای تعالی آن دو را به حق آیت و دلیل بر رسالت موسی (ع) قرار داد, و جمله مورد بحث می‏فرماید: همین که معجزاتی به حق برای آنان آمد, به جای اینکه شکر بیرون آمدن از حیرت را به جای آورند, با لحنی مؤکد گفتند: (إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِینٌ) محققا و قطعا این سحری است که سحر بودنش واضح است. و کلمه(هذا) اشاره به همان آیت حق می‏کند. علت اینکه آیت را حق خوانده در قبال تعبیر نابجایی است که کفار کردند, و آن را سحر خواندند).1

به هرحال بر اساس آیه مورد بحث روحیه خود بزرگ‌بینی و استکبار فرعونیان, مانع ایمان آوردنشان گشت و روحیه حق‌ستیزی را هر چه بیشتر در خود بارور می‌کردند. با اینکه در نفس خود علم و یقین به وجود خدا داشتند و معجزات موسی را با چشم خود دیدند و دانستند که از نوع سحر نیست

استکبار فرعونیان باعث طغیان و سرکشی آنها شد. با حضرت موسی ستیز می‌کردند. تا جایی که به دنبال موسی و یارانش افتادند, تا او را به قتل برسانند. حال اگر این فرعون رقیبی دیگر نیز در حکومت خود می‌داشت با او هم مبارزه می‌کرد. چه برسد به حضرت موسی, چرا که سلاطین عالم چون تهذیب نفس ندارند, هرکجا که باشند فساد ایجاد می‌کنند و تحمل کنار هم بودن را هم ندارند. ولی (اگر تمام انبیا را در یک شهر جمع کنند, کوچکترین اختلافی با هم پیدا نمی‌کنند, زیرا آنها از دام خود رسته‌اند).1با توجه به حق‌ستیزی فرعونیان که ریشه در استکبار آنان دارد مبدأ کبر را می‌توان (خودبینی, خودخواهی, جهل, غفلت از حق و مظاهرآن و خودنمایی که نتیجه‌اش سرکشی و طغیان است)2 نام برد

 در حدیثی از پیامبرآمده: (لَن یَدخُلَ الجَنّهَ مَن فی قَلبِهِ مِثقالَ حَبَّهٍ مِن خَردَلٍ مِن کِبرٍ)3؛ (کسی که در دلش به اندازه خردلی کبر و خودخواهی باشد هرگز داخل بهشت نمی‌شود)

یعنی زمینه‌ای می‌شود جهت حق‌ستیزی و زیر بار حرف حق نرفتن, و در وجود هرکسی که باشد عامل شکست او, رانده شدن از درگاه خداوند و خلود در دوزخ می‌شود. همان گونه که شیطان با دارا بودن این صفت رانده شد. تکبر نه تنها موجب تقویت روحیه حق‌ستیزی می‌شود بلکه موجب به وجود آمدن تعصب نژادی و قومی هم می‌شود

گفتاردوم: تعصّب

 از‌ زمینه‌های دیگر حق‌ستیزی در قرآن, می‌توان تعصّب را نام برد. تعصب که در زبان عربی به آن عصبیت می‌گویند از (عَصَب (بر وزن فرس) به معنای رگ گرفته شده و(معصوب) یعنی (بسته شده با رگ)1

مفردات گفته: (عصبه جماعت فشرده و کمک همدیگر)2را گویند. خداوند در قرآن این گونه بیان دارد: (لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلی‏ أَبِینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَهٌ إِنَّ أَبانا لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ)3؛ (هنگامی که برادران او گفتند: (یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما- که جمعی نیرومند هستیم- دوست داشتنی‏ترند. قطعاً پدر ما در گمراهی آشکاری است). عصبه در این جا منظور(مردانی نیرومند بوده‏اند که رتق و فتق امور خاندان یعقوب و اداره گوسفندان و اموالش به دست ایشان بوده)4. بنابراین(تعصب, خصلتی است که شخص را به حمایت بی‌چون و چرا از خانواده و خویشان, چه ظالم باشند و چه مظلوم, وادار می‌سازد)5. مثلا تعصب در دین ممکن است به این باشد که انسان دفاع بی‌جا و غیر واقع از دین کند و نسبت به چیزی واکنش‌های عاطفی و احساسی به دور از هرگونه معیار عقلانی و عقلایی داشته باشد. البته این تعصب تنها نسبت به خویشان نزدیک نیست, بلکه گاه نسبت به قوم, قبیله, کشور, نژاد و یا فرهنگ و زبان نیز می‌تواند تحقق یابد. و بی‌هیچ دلیل عقلی یا عقلایی و بر پایه احساس و عواطف برخاسته از تعصبات خویشی و قومی و نژادی به دفاع از وی می‌پردازد

قرآن کریم زمینه تعصّب داشتن نسبت به آیین شرک نیاکان برای حق‌ستیزی را این گونه بیان می‌دارد: (وَ إِذا تُتْلی‏ عَلَیْهِمْ آیاتُنا بَیِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ أَنْ یَصُدَّکُمْ عَمَّا کانَ یَعْبُدُ آباؤُکُم وَ قالُوا ما هذا إِلَّا إِفْکٌ مُفْتَری ًوَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جا َهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ)1؛ (و چون آیات تابناک ما بر آنان خوانده می‏شود می‏گویند: این جز مردی نیست که می‏خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‏پرستیدند باز دارد. و نیز می‏گویند: این جز دروغی بر بافته نیست. و کسانی که به حقّ چون به سویشان آمد کافر شدند می‏گویند: این جز افسونی آشکار نیست)

راغب لغت(صدَّ) را اینطور معنا کرده است: (روی‌گرداندن و امتناع‌کردن از چیزی)2مانند: (رَأَیْتَ الْمُنافِقینَ ‌یَصُدُّونَ‌ عَنْکَ ‌صُدُوداً)3؛ (منافقان را می‏بینی که از تو سخت, روی برمی‏تابند). همچنین: (وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ)4؛ (‏ و شیطان اعمالشان را برایشان آراسته و آنان را از راه راست‏ باز داشته بود, در نتیجه به حق راه نیافته بودند)

همچنین شهید مطهری در کتاب خود بحثی را در مورد تعصبات ملی مطرح کرده و می‌فرمایند: (واحدهای اجتماعی, خواه خانواده, خواه قبیله و خواه ملت, با نوعی احساسات و تعصبات همراه هستند. یعنی در انسان یک نوع جانبداری نسبت به خانواده و قوم و ملت خود پیدا می‌شود. که ممکن است این جانبداری, خودخواهی, تعصب, عجب, ندیدن عیب خود, بزرگتر دیدن خوبی‌های خود, تفاخر و امثال این ها را نیز به همراه داشته باشد).5

صاحب المیزان در تفسیر این آیه که تعصب را عامل حق‌ستیزی معرفی می‌کند می‌فرمایند: (خطابی است از مشرکین, به عموم مشرکین, که بعد از شنیدن آیات قرآنی یکدیگر را هشدار می‏دهند که: در تمسک به دین آبای خود کوشا باشند و نیز یکدیگر را تحریک می‏کنند که علیه رسول خدا به پاخیزند و اگر در این کلام, خدای متعال آیات خود را به وصف (بینات) توصیف فرموده, خواسته است به نوعی ایشان را مورد عتاب قرار دهد, و گویا فرموده: وقتی این آیات بر آنان خوانده می‏شود, با اینکه آیاتی بینات و روشنند, و هیچ تردیدی و شکی در آنها نیست, معذلک به جای اینکه عموم هم مسلکان خود را دعوت کنند که: بیایید و این آیات را بپذیرید, بر عکس عموم آنها را می‏خوانند تا در تقلید کورکورانه از پدران خود پافشاری کنند, و ایشان را تحریک می‏کنند که, علیه رسول خدا (ص) به پا خیزند. و در اینکه کلمه(آبا ) را به ضمیر (کم) اضافه کرده, مبالغه در شوراندن مردم را افاده می‏کند).1

قرآن کریم در جایی دیگر تعصب نژادی را که عامل حق‌ستیزی آنان شده اینگونه بیان می‌دارد: (وَإِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آبا َنا أَوَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ)2؛ (و‌ چون به ‌آنان گفته شود: از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید, می‏گویند: (نه, بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافته‏ایم, پیروی می‏کنیم). آیا هر چند پدرانشان چیزی را درک نمی‏کرده و به راه صواب نمی‏رفته‏اند باز هم در خور پیروی هستند)

تحلیل قرآن در این باره بر این قرار گرفته است که: ریشه چنین رفتارهای ضد حقانیت و مقاومت و مقابله با آن, در عدم اطاعت ایشان از عقلانیت است. از این رو از آنان می‌خواهد که تعقل کنند و با تفکر و به کارگیری عقل, خود را از بحران حق گریزی نجات دهند

درحقیقت آنچه عامل حق ناپذیری و حق‌گریزی ایشان است, عواطف و احساسات ضدعقلانی است. درحقیقت پدرانشان, چیزهایی را بدون بهره‌گیری از عقل و تعقل پذیرفته‌اند و آنان نیز کورکورانه بدون بهره‌گیری از عقل و خرد در همان راهی گام بر می‌دارند که پیش از این آنان کورکورانه رفته‌اند. تاکید بر الفت و انس نشان می‌دهد که ایشان تنها بر پایه عادت, این کار را انجام می‌دهند و برای فرار از تجدد و دگرگونی نمی‌خواهند ایمان آورند. در بخشی از زندگی و اموری که بدان عادت کرده‌اند, نمی‌خواهند به آموزه‌های حقانی وحی ایمان آورند. قرآن همچنین می‌فرماید: (بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آبا َنا عَلی‏ أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلی‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ)1؛ (بلکه گفتند: ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و ما هم با پی‏گیری از آنان, راه یافتگانیم)

آنان نیز با توجه به مسئله عادت و عواطف و احساسات و با اشاره به مسئله پیروی از آثار و سنت‌های برجا مانده از گذشتگان می‌کوشند تا با حق, ستیز کنند. درحقیقت تعصبات است که باعث می‌شود خرافات و سنت‌های غیر عقلانی را همچنان نگه دارند و گام در همان راهی بگذارند که گذشتگان بی‌خرد ایشان درآن راه یافته‌اند و سرشان به سنگ خورده است

و در اثر همین خصیصه به یاران پاک پیامبر اسلام جسارت نموده و آنان را (سفها ) خواندند. قوم یهود در اثر همین عامل از اسلام روگردان شدند. نمرودیان در اثر عشق به بت‌ها و حفظ قداست بت, ابراهیم خلیل را به آتش افکندند تا از این طریق به معبودان کور و کر و بی‌اثر کمک کنند و به همین جهت قوم نوح, آن حضرت را اذیت نموده و پیروانش را پست و ذلیل خواندند
رسول خدا در یک جمله همه این‌ها را خلاصه می‌کند و می‌فرماید:( اِنَّ قومًا اَحَبُّوا قَومًا حتی هَلکُوا فی حُبِِّهِم فلاتکُونوا مِثلهُم وَ انَّ قومًا ابغضُوا قومًا حتی هَلکُوا فی بُغضِهم فلاتکُونوامِثلَهُم)2؛

(گروهی در اثر عشق و علاقه مفرط به دسته‌ای, خود را به هلاکت افکندند و گروهی در اثر بغض و دشمنی با اشخاصی باز به هلاکت کشیده شدند, شما سعی کنید مثل آنان نباشید)

این گونه است که اهل تعصب ناتوان از شناخت حق می‌شوند و شدت علاقه به افراد و آئین خاص و بغض و دشمنی با دسته‌ای و آئین آنها از یک طرف, سودجویی و ریاست طلبی و بی‌فرهنگی و ابلهی از طرف دیگر و نداشتن تقوای لازم از سوی سوم ریشه‌های تعصب را بارور می‌سازد. و همچنین حسادت افراد بزرگ یک قوم نسبت به نبوت پیامبرانشان زمینه ساز حق‌ستیزی آنان نیز می‌گردد

 گفتارسوم: حسد

 

لینک کمکی