فایل word مقاله عدالت خدا در تفاوت پوشش زن و مرد

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 فایل word مقاله عدالت خدا در تفاوت پوشش زن و مرد دارای 63 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word مقاله عدالت خدا در تفاوت پوشش زن و مرد  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word مقاله عدالت خدا در تفاوت پوشش زن و مرد

فصل اول  
عدل الهی  
1-تعریف عدل وظلم  
1-2مفهوم عدل در قرآن:  
1-3 تعریف عدل  
4-1 تعریف ظلم  
2-عدل االهی  
3-دلیل عدل الهی  
فصل دوم  
عفاف وحجاب  
1-معنای حجاب  
2-علت پیدایش حجاب :  
3-پوشش در آیین پیامبران  
1-3حجاب درشریعت حضرت ابراهیم (ع)  
2-3پوشش در شریعت حضرت  موسی(ع)  
3-3پوشش درشریعت حضرت عیسی (ع)  
4-3 پوشش در شریعت زرتشت  
5-3پوشش زن دراسلام  
1-5-3 معنای پوشش در قرآن  
2-5-3 زینت  
3-5-3 انواع پوشش  
فصل سوم  
فلسفه ی پوشش  
1-فلسفه ی پوشش در اسلام  
1-1وظیفه ی مشترک  
2-1وظیفه ی ویژه ی زنان  
3-1پوشش اسلامی وحفظ نسل از خطر سقوط  
4-1 فلسفه انحصار پوشش بانوان:  
2-حجاب وسلامت روانی  
1-2 امنیت وآرامش زن :  
2-2- رشد روانی –اجتماعی  :  
3-2- ارزشمند شدن زن :  
4-2 تعدیل کننده ی غریزه ی خود نمایی وتبرج:  
5-2- افزایش احساس خود ارزشمندی :  
6- 2 محافظت ازعواطف انسانی زن  
7-2  پایبندی به اصول اخلاق انسانی  
8-2 حفظ استوار ی خانواده  
فصل چهارم  
فهرست منابع  

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word مقاله عدالت خدا در تفاوت پوشش زن و مرد

 1   قرآن کریم

2 آیه الله طباطبایی – محمدحسین  – تفسیرالمیزان –ج15و8- دفترانتشارات اسلامی –

3 آیه الله مکارم شیرازی – ناصر – تفسیر نمونه – ج11و

4 قرشی -علی اکبر – تفسیر احسن الحدیث –ج

5 سید – تفسیر فی ضلال القران

6 نجفی – محمد جواد – تفسیر آسان – ج14- نشر تهران – چاپ اول –

7 آیه الله منتظری-  حسینعلی – رساله توضیح المسائل – نشر سرایی –

8 آیه الله مطهری – مرتضی – عدل الهی – انتشارات صدرا –

9 آیه الله مطهری – مرتضی –مسئله حجاب – انتشارات صدرا –چاپ 85-

10  پارسا – طیبه – پوشش زن در گستره ی تاریخ –انتشارات احسن الحدیث –

11  رجبی – عباس – حجاب ونقش آن در سلامت روان – انتشارات امام خمینی –

12  اشتهاردی – محمد –پوشش زن در اسلام – - تیر ماه

13  موحد قزوینی – محمد ابراهیم –ترجمه محمد کاشفی – خواهر حجاب سعادت است – انتشارات قر آن

14  وشنوی –قوام ترجمه محسنی گرگانی – احمد –حجاب اسلامی –انتشارات پیام اسلام

15  کریمی نیا –محمد علی – حجاب دختران – انتشارات کوثر ادب – 1382 مصباح یزدی – محمد تقی – آموزش عقاید – انتشارات امام خمینی –

16  قاضی – فاطمه – حجاب دختران – انتشاراتگلستان ادب – پاییز 

17  مصباح یزدی – محمد تقی – آموزش عقاید – انتشارات امام خمینی –

18  فتاحی زاده – فتحیه – زن در تاریخ واندیشه اسلامی

19  مقالات – شریعتی – محمد باقر – حجاب – مجله پیوند – خرداد -

20-وسایل الشیعه- شیخ حر عاملی

 1-تعریف عدل وظلم

قبل ازاینکه بخواهیم تعریفی رااز عدل وظلم بیان کنیم ,مفهوم واژه ی عدل را در قرآن کریم مورد بررسی قرار می دهیم تاازاین سرچشمه ی زلال وحی روح وجانمان راسیراب کرده وببینیم عدل درقرآن چگونه مورد توجه حضرت حق –جل وعلی – قرار گرفته است

1-2مفهوم عدل در قرآن

قرآن کریم گواه صادقی است که به صراحت درآیات فراوان بیان میکند که عدل درسراسر جهان خلقت حکمفرماست 0 یعنی هیچ گونه افراط وتفریطی ونقص وفزونی ونادرستی در همه یعالم وجود ندارد ودرزندگی انسان هم تا آنجا که مربوط به تکوین و آفرینش انسان است  هیچ بی -عدالتی به کار نرفته است درقرآن  آمده است

(والارض مددناها والقینا فیها رواسی وانبتنا فیها من کل شی موزون  )[1]

وزمین را گستردیم ودر آن کوههای ثابتی افکندیم واز هر گیاه موزون درآن رویاندیم

 وهمین  طور خداوند متعال می فرماید

(انا کل شی خلقناه بقدر  )[2] البته ماهر چیز را به اندازه آفریدیم

 پس می بینیم که در همه ی آیاتی که از نظام خلقت  وشگفتیهای آن سخن به میان آمده حرف از موزون بودن ونظم ودقت  در کار آنهاست ,کوچکترین پدیده وچیزی که نشانه ای ازبی نظمی وبی عدالتی باشددیده نمی شود

مطالبی که بیان شد جهت توضیح واضحات این جهان بود که همان نظام تکوین  است که به فرمایش پیامبر اکرم (ص)[3]: بالعدل قامت السماوات والارض

علاوه بر مطالبی که گفته شد, در نظام تشریع همان خدایی که تمام ذرات را به عدل  آفریده  وخود عادل مطلق است بندگان خود را فرمان به عدالت می دهد

(ان الله یأمربالعدل والاحسان[4] 000 )همانا خداوند به عدل واحسان امر می کند

 ودرقرآن آمده است که

(اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوالله[5] 000 )عدالت کنید که به هر کاری نزدیک تر است 

1-3 تعریف عدل

مجموعا چهار معنی یا چار استعمال برای عدل مورد استفاده قرار می گیرد

الف)موزون بودن

اگر مجموعه ای رادر نظر بگیریم که در آن اجزا مختلفی به کار رفته وهدف خاصی را منظور بوده است .بایدشرایط معینی در آن از حیث مقدار لازم هر چیز وکیفیت ارتباط اجزا با یکدیگر رعایت شود  دراین صورت است که مجموعه پابرجا خواهد شد

مثلا در مورد یک اجتماع اگر بخواهد باقی وبرقرار بماند بایدمتعادل باشد یعنی هر چیزی در آن به قدر لازم ) نه مساوی(  وجود داشته باشد  وهمین طور در مورد یک واکنش  شیمیایی  که باید مواد لازم به اندازه ی معین به کار رود وهر ماده ای به قدر کافی وضروری خود باشد وگرنه این واکنش صورت نخواهد گرفت وهدف ما تامین نخواهد شد

 جهان موزون ومتعادل است ,اگر موزون ومتعادل نبود ب پانبود ونظم وحساب معبن ومشخصی نداشت  همه چیز در هم وبر می شد در قرآن کریم آمده است

(والسما رفعها ووضع المیزان  ([6]وآسمانها رابر افراشت ,ومیزان وقانون در آن گذاشت

حال مقصود از عدل این است که در ساختمان جهان در هر چیزاز هر ماده ای به قدر لازم استفاده  شده وفاصله ها اندازه گیری شده است پس متعادل است

نقطه ی مقابل عدل به این معنا ,بی تناسبی ااست ته ظلم,لهذا عدل به این موضوع از بحث ما خارج است 0 وکسانی که به عدل اشکال می گیرند در این مورد می گویند مامنکر اصل تناسب در جهان نیستیم ولی این رعایت تناسبها مستلزم برخی تبعیضها  می گرددکه  آن تبعیض ها از نظر کل روا ولی از نظر جز نارواست

 عدل به معنی متناسب تواز ن از شئوون حکیم وعلیم بودن خداوند است ,خداوند به مقتضای حکمت عام خود میداند که برای ساختمان هر چیزی به چه اندازه لازم وضروری است وبه همان اندازه  قرار می دهد 0[7]

ب) عدل به معنای تساوی ونفی هر گونه تبعیض است

مثلا می گویند فلانی عادل است ,منظور این است که هیج گونه تفاوتی میانافراد قائل نیست 0 اگر این جمله یعنی اینکه هیچ استحقاقی رعایت نگردد وهمه را به یک چشم نظر کند ,این عین ظلم است 0 اما اگر  مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی  درزمینه ی استحقاق های متساوی  البته این معنای درستی است

 ج) رعایت حقوق افراد وعطا کردن به هر ذی حق,حق اورا

ظلم عبارت است از پایمال کردن حقوق وتجاوز وتصرف در حقوق دیگران است ومعنی عدل در جوامع بشری ضد تعریف فوق است واین همان است که باید رعایت شود وافراد به آن احترام بگذارند واین متکی به دو چیز است یکی حقوق ودیگری اولویت  یعنی افراد بشر نسبت به یکدیگر ودر مقایسه با یکدیگر نوعی حقوق واولویت پیدامی کنند

یکی دیگر از خصوصیات ذاتی بشر این است که طوری آفریده شده که در کارهای خود نوعی اندیشه ها که آنرا اندیشه ی اعتباری می نامیم استخدام میکند وبا آن فکرهای اعتباری به عنوان آلت فعل به مقاصد خود برسندباید حقوق واولویتها رعایت شود

این معنی از عدل است که حقوق واولویتها وخصوصیات ذاتی بشر که یک سری بایدها ونبایدها را به دست می آ ورد ویک سری حسن وقبح  ها را می سازد ,از خصوصیات بشری است ودر ساحت کبریایی راه ندارد زیرا او مالک علی الا طلاق است وهیچ موجودی نسبت به هیچ چیزی در مقایسه با او اولویت ندارد 0 [8]

د)رعایت استحقاقها در افاضه ی وجود

چون ذات حق تعالی خیر مطلق وفیاض غلی الاطلاق است به هر موجودی آن چه را که برای اوممکن است از وجود وکمال اعطا میکند وامساک نمیورزد وهر موجودی در هر مرتبه ای که هست از نظر قابلیت فیض گیری استحقاق خاص به خود دارد و آنرا دریافت خواهد کرد

از نضر حکما عدلی که لایق ذات باری  تعالی است به این معنی است وصفت ظلم که نقص است از او سلب میگردد نیز همین معنا رادارد

حکما معتقدند که هیچ موجودی بر خداوند حقی ندارد که دادن آن حق وظیفه شمرده شود وخداوند از آن جهت که عادل است به دقت تمام وظایف خود رادرقبال بنگان را انجام خواهد داد وعدل خداوند عین فضل وعین جود اوست

حضرت علی ( علیه السلام )می فرمایند

حق یک طرفی نیست وهر کسی برعهده ی دیگری حقی پیدا میکند دیگری هم بر عهدهی او حقی پیدا می کندتنها ذات احدیت است  کهبر موجودات حق پیدا می کند  وموجودات دربرابر او وظیفه ومسئولیت پیدا می کنند اما هیچ موجودی بر اوحق پیدا نمی کند

موجودات این جهان ازابتدا نبوده اند که حقی برخداوند داشه باشند وخداوند آنها را با تفاوتهای حکیمانه ای آفریده وبر اساس امکانات ومتناسب موجودات از آنها تکلیف می خواهد

4-1 تعریف ظلم

با تعاریف عدل آ شنا شدیم ودر متن تعاریف هم در مورد ظلم سخن به میان آمد که معنای ظلم  ضد معنای عدل است البته در بعضی از معانی عدل

 سرچشمه ی ظلم را اگر دنبال کنیم  به یکی از امور زیر می رسیم

الف)جهل : گاهی آدم ظالم به را ستی نمی داند چه می کند ؟ نمیداند حق چه کسی را پایمال می سازد واز کار خود بی خبر است ویابا گناهان خود به خودش ظلم روا می دارد

ب)خودخواهی, کینه توزی وانتقام جویی :گاهی خود خواهی سبب می شود که انسان به حقوق دیگران تجاوز کند  ویا حس کینه توزی واتتقام جویی, اورا وادار به ظلم وستم می کند

ج)نیاز وکمبود :گاهی عامل ظلم نیاز است ,نیاز های مادی وروانیممکن است کسی را وادارکند به دیگری ظلم کند وستم روابدارد

د)عجز وناتوانی :گاه انسان مایل نیست در ادای حق  دیگری کوتاهی کند اما قدرت وتوانائی این کاررا ندارد وناخواسته مرتکب ظلم می شود

و) ممکن است بعضی ازطلمهابه خاطر خباثت درونی افراد باشدکه از ظلم به دیگران لذت می برد

2-عدل االهی

عدل الاهی از جمله اصول عقایدمذهب تشیع است البته این سخن به این معنا نیست که سایر مسلمین0( ویا حتی پیروان  سایر ادیان  )خداوند را عادل نمی دانند ,بلکه بدین معنا ست که تفسیر آنها از عدل با تفسیر شیعیان متفاوت است

با توجه به تعاریفی که از عدل وظلم داشتیم می توان گفت که خداوند عادل مطلق است زیرا: عدل یک صفت کمال می باشدوخداوند هر صفت کمال را دارا ست واز هر صفت نقصی مبرااست0 ,

یعنی ظلم وکجی کاستی وبدی در کار خدا راه ندارد  ؛ زیرا این صفات نشانه ی نادانی وناتوانی ونیاز است وخداوند به همه چیز داناوبرهر کاری تواناست  وبه هیچ چیز نیاز ندارد 0 بنابر این خداوند هم در تکوین )خلق پدیده ها وهدایت آنها به سوی هدف خلقت ( هم در تشریع)قانونگذاری)وهم در حسابرسی روز جزا وثواب وعقاب اعمال عادل میباشد وهر پدیده ای در جهان بر اساس مصلحتی ودر نهایت خوبی واعتدال واستحکام آفریده شده ودر حق  هیچ موجودی ظلم نشده است[9]

جهان چون خط وخال وچشم وابروست           که هر چیزی به جای خویش نیکوست

باتوجه به تعاریفی که برای عدل اشد عدل مرادف با حکمت وکار عادلانه است ,مساوی با کار حکیمانه  می شود

لازمه ی عدل ,برابر قرار دادن همه ی انسان ها وهمه ی اشیا نیست 0 مثلا معلم عادل کسی نیست که همه ی شاگردان را -خواه کوشا باشند وخواه تنبل -0به طور یکسان مورد تشویق یا توبیخ قرار دهد ,وقاضی عادل کسی نیست که مال مورد نزاع را به طور مساوی بین طرف ستایش یا نکوهش کند,وقاضی عادل کسی است که مال مورد نزاع را به صاحبش بدهد

همچنین مقتضای حکمت وعدل الاهی این نیت که همه یمخلوقات را یکسان بیا فریند ومثلا به انسان ها هم شاخ ویال وبال و000 بدهد 0بلکه اقتضای حکمت آفریدگار این است که جهان را به گونه ای بیافریند که بیشترین خیر وکمال را برآن مترتب شود وموجودات مختلف را-که اجزای همبسته ی آنرا تشکیل می دهند –به گونه ای بیافریند که متناسب با ان هدف نهایی باشد

نیز مقتضای حکمت وعد ل الاهی این است که هر انسانی را به اندازه ی استعدادها یش مورد تکلیف قرار دهد[10] 0  وسپس با توجه به توانایی وتلاش اختیاریش درباره اوقضاوت کند[11]  وسرانجام پاداش یا کیفری در خور کارهایش به اوعطا کند [12]

3-دلیل عدل الهی

چنانکه اشاره شد ,عدل الاهی, طبق یک تفسیر,بخشی از حکمت الاهی  ,طبق تفسیر دیگر ,عین آن است وطبعا دلیل اثبات آن هم همان دلیلی خو هد بود که حکمت الاهی را ثابت میکند 0 پس به اثبات حکمت الاهی می پردازیم

 خدای متعال , بالاترین مراتب قدرت واختیار رادارد وهرکار ممکن الوجودی را می تواند انجام بدهد یا ندهد؛بدون اینکه تحت تاثیر هیچ نیروی مجبورکننده ومقهور کننده ای قرار بگیرد 0 ولی همه ی آن چه را می تواند انجام نمی دهد  , بلکه آچه را می خواهد واراده می کند ,  انجام می دهد ,ونیز اراده ی اوگزافی وبی حساب نیست  , بلکه  آن چه را مقتضای  صفات کمالیه اش باشد   , اراده میکند  0 اگرصفات کمالیه ی او اقتضای کاری رانداشته باشد , هرگز آنرا انجام نخواهد داد ,وچون خدای متعال , کمال محض است   , اراده ی او اصالتا به جهت کمال وخیر مخلوقات  , تعلق می گیرد واگر لازمه ی وجود مخلوقی پیدایش شرور ونقایصی در جهان باشد , جهت شر آن مقصود بالتبع خواهد بود ؛  یعنی چون لازمه ی    انفکاک ناپذیر خیر بیشتری است  , بالتبع آن خیر غالب   ,  مود اراده ی الاهی واقع می شود

پس مقتضای صفات کمالیه ی الاهی این است که جهان به گونه ای آفریده شود که مجموعا دارای بیشترین کمال وخیر ممکن الوجود باشد وازاینجا صفت حکمت  برای خدای متعال  ,ثابت می شود

بر همین اساس   ,اراده ی الاهی به آفرینش انسان در شرایطی که امکان وجود داشته باشد ووجود او منشا بیشترن خیرات باشد  ,تعلق گرفته است

یکی از امتیازات اصلی انسان  ,اختیار واراده ی آزاد اوست وبی شک  ,داشتن نیروی اختیار واتتخاب  ,یکی از کمالات  وجودی به شمار میرود وموجودی که واجد آن باشد ,کاملتر از موجود فاقدآن  ,محسوب می شود

اما لازمه ی مختار بودن انسان این است که هم بتواند کارهای خوب وشایسته انجام بدهد  , وبتواند مرتکب کارهای زشت وناپسند شود وبه سوی خسران وشقاوت جاودانی سقوط کند

البته آنچه اصالتا  مورد ارده ی الاهی قرار می گیرد همان تکامل اوست ؛  ولی چون لازمه ی تکامل اختیاری انسان  ,امکان تنزل وسقوط هم است که در اثر پیروی ازهواهای نفسانی وانگیزه های شیطانی حاصل می شود,  چنین سقوط اختیاری هم بالتبع مورد اراده ی الهی واقع خواهد شد

چون انتخاب آگاهانه  , نیاز مند به شناخت صحیح راهای خیر وشر است    ,خدای متعال  ,انسان  رابه آن چه موجب خیر ومصلحت اوست امر فرموده واز آن چه موجب فساد وسقوط اوست نهی فرموده است تا وسیله ی حرکت وتکاملی ا فراهم شود 0 چون تکالیف الاهی به منظور رسیدن انسان  به نتایج عمل  به آنها وضع شده ونفعی برای خداوند در بر ندارد  , حکمت الهی اقتضا دارد که این تکالیف,  متناسب باتواناییهای مکلفین باشد ؛زیرا تکلیفی که امکان اطاعت نداشته باشد ,لغو وبیهوده خواهد بود0 بدین ترتیب,نخستین مرحله ی عدل , یعنی عدالت درمقام تکلیف به این دلیل ثابت می شود  که اگر خدای متعال,تکلیفی فوق طاعت بندگان تعیین کند,امکان  عمل نخواهد داشت وکار بیهوده ای خواهد بود 0 اما عدالت در مقام قضاوت بین بندگان با توجه به این نکته ثابت می شود  که این کار به منظور مشخص شدن استحقاق افراد برای انواع پاداش وکیفر, انجام می گیرد  واگر برخلاف قسط وعدل  باشد  ,  نقض غرض خواهد شد

سرانجام ,عدالت در مقام دادن پاداش وکیفر با وجه به هدف نهایی آفرینش ثابت می شود؛زیرا کسی که انسان را برای رسیدن به نتایج کار خوب وبدش آ فریده است ,اگر اورا برخلاف اقتضای آن  ها پاداش دهد, به هدف خودش نخواهدرسید0 پس دلیل عدل الاهی,  به معنای صحیح ودر همه ی مظاهر

این است که صفات ذاتیه ی اوموجب رفتار حکیمانه  وعادلانه است وهیچ صفتی که اقتضای ظلم وستم یا لغو وعبث راداشته باشد ,دراووجود ندارد0[13]

1-معنای حجاب

واژه ی حجاب :کلمه ی حجاب هم به معنای پوشیدن است وهم به معنی `))پرده وحجاب ((است بیشتر ااستعمالش به معنی پرده است 0 این کلمه ازآ ن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله ی پوشش است وشاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیستآن  پوششی  حجاب نامیده می شود  که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد واین مطلب باعث شده افرادی گمان کنندکه اسلام  برای زن چنین مقرر کرده است همیشه پشت پرده  ودر خانه محبوس باشد وبیرون نرود

پوششی که اسلام برای زنان واجب کرده است به این معنا نیست که از خانه بیرون نرود 0 زندانی کردن وحبس زن در اسلام مطرح نیست پوشش زن در اسلام این است که زن در ماشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند  وبه خودنمایی نپردازد استعمال کلمه ی حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتا جدیدی است در قدیم در اصطلاح فقها کلمه ی ستر که به معنای پوشش است به کار رفته است 0 فقها در کتابهای )الصلاه والنکاح)از کلمه ی ستر به جای کلمه حجاب استفاده کرده اند 0[14]

2-علت پیدایش حجاب

 بعضی خواسته اند جریانات ظالمانه ای رابه عنوان علت پیداشدن حجاب ذکر کنند ودر این جهت میان حجاب اسلامی وغیر اسلامی فرق نگذاشته اند ووانمود کنند که حجاب اسلامی نیز معلول برخی جریانات ظالمانه ای است از قبیل :میل به رهبانیت ,  عدم امنیت وعدالت اجتماعی ,حسادت وخودخواهی مرد وخوی زنانگی واحساس اوبه اینکه درخلقت از مرد چیزی کم دارد این علل یا به هیچ وجه تاثیری در پیدایش حجاب در هیچ نقطه ای از نقاط جهان نداشته است ولی بی جهت آنها را

 به نام علت حجاب ذکر کرده اند,ویا فرضا در پدید آ مدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است اما درحجاب تاثیر نداشته است

مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده ی طرز تفکر فلسفی خاص درباره ی جهان ولذات جهان معرفی می کنندوگاهی ریشه سیاسی واجتماعی برایآن ذکر می نمایند وگاهی آن رامعلول علل اقتصادی می دانند 0اسلام در فلسفه ی اجتماعی خود به هیچ یک ازاین جهات نظر نداشته است وهیچ یک از آنها با مبانی مسلم وشناخته شده ی اسلام وفق نمی دهد  0[15]

بلکه ازدیدگاه اسلام یکی از دلایل اصلی آن فطری بودن پوشش است 0 انسان تنها موجودی است که با قدرت ناطقه یعنی ابتدا تامل وتفکر پیرامون هر چه می بیند  وحس میکند ویا نیاز دارد صحت وسقم وحق وباطل آن را می سنجد با قدری تامل وتفکر در می یابیم که نیاز به پاک زیستن وپاک اندیشیدن در نهاد انسان به ودیعه گزارده شده وهمین احساس نیاز والا موجبات انسانی ملکوتی را فراهم نموده است 0 ازطرفی هر کس معتقد به دینی از ادیان آسمانی باشد وحقیقت لزوم دین را برای پاکسازی ورشد انسان بداند وقائل باشد که عمل آسمانی  پیامبران وقوانین آنها فطرت اوست [16]

هرگاه انسان بر اساس فطرت خویش حرکت نموده واعمال وآداب خود رابر اساس آن  بنا کرده باشد ,بی شک از سلامت روانی بیشترواطمینان وآ رامش افزونتری برخوردار گشته ودر طریق تکامل انسانی موفق تر خواهد بود 0 پوشش امری است فطری کهاز نهاد وسرشت انسان برمی خیزد 0 به این معنا که هر موجودزنده ای مایل است آ  نچه دارد در حریم خود حفظ کند ودر مقابل مهاجمین ومتجاوزین به دفاع ومقابله بپردازد

پس باید گفت لزوم حجاب (پوشش )امری است طبیعی که در فطرت انسان به ودیعت نهاده شده است واحکام ودستورهای ادیان الهی هماهنگ وهمسو با فطرت انسانی تشریع شده است 0 پس در همه ی ادیان الهی پوشش وحجاب زن واجب گشته است بدون شک بعد ازخوراک ,لباس یکی از ضروریات برای ادامه ی زندگی است 0 شاید هزاران سال طول کشید تا انسان در فن جولایی وهنر ریسندگی وبافندگی مهارت یافت ولی نیازانسان  به پوشاک از ابتدای خلقت او از زمان آ فرینش آدم وحوا تا به امروز وجود داشته است 0 تهیه پوشش از برگ در ختان وپوست وموی حیوانات والیاف گیاهان در عهدهای مختلف شانی از شئون انسانی به شمار میآمده وبه اندازه ی طول تاریخ بشر سابقه

دارد0 انسان ابتدایی پوست حیوانات شکاری را به عنوان لباس به کار می برده , وبا گذشت زمان به راز بافندگی وپارچه بافی پی برده است

مطالعات تاریخی جدید سیر تحول تمدن وفرهنگ جوامع را به چند بخش تقسیم بندی می کند که شامل غار نشینی , دوره ی دهکده نشینی ,کشاورزی وشهر نشینی است که باگذر زمان وتغییر تمدن وفرهنگ جوامع ونوع پوشش آنها تغییر کرده است 0 واز دوره ی غار نشینی تا شهر نشینی سیر تکاملی طی کرده است

3-پوشش در آیین پیامبران

[1]  حجر /

[2] قمر /

[3] قاموس قران ذیل واژه ی عدل

[4] بخشی از نحل /

[5] مائده /

[6]  الرحمن /

[7] مطهری – مرتضی – عدل الهی خلاصه صفحات 53-54- انتشارات صدرا

[8] همان– ص-57-

[9] ایت الله منتظری – حسینعلی رساله توضیح المسائل – نشر سرایی -1386ص

[10] بقره /

[11] یونس /

[12] یس/

[13] مصباح یزدی –محمد تقی – آموزش عقاید  – خلاصه صفحات 196-198  -انشارات امام خمینی -

[14] پارسا طیبه –پوشش زن در گستره ی تاریخ – اننتشارت احسن الحدیث – 1377صص20-

[15] همان صص37-

[16] حسن قاضی – اصا لت حجاب در اسلام –ص

لینک کمکی