فایل word مقاله اقامتگاه در حقوق بين الملل

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 فایل word مقاله اقامتگاه در حقوق بين الملل دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word مقاله اقامتگاه در حقوق بين الملل  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word مقاله اقامتگاه در حقوق بين الملل

ریشه های تاریخی اقامتگاه  
1 ریشه شناسی اصطلاح  
2 کارکردهای تاریخی  
اقامتگاه  
اوصاف‌ اقامتگاه‌:  
انواع‌ اقامتگاه‌:  
1 اقامتگاه‌ اختیاری‌ یا حقیقی‌:  
3 اقامتگاه‌ انتخابی‌ یا قراردادی‌:  
آثار اقامتگاه‌ در حقوق‌ داخلی‌:  
آثار اقامتگاه‌ در حقوق‌ بین‌الملل‌ خصوصی‌:  
گذاری بر آثار و اهمیت اقامتگاه در حقوق  
منابع:  

بخشی از منابع و مراجع پروژه فایل word مقاله اقامتگاه در حقوق بين الملل

 امامی‌, حسن‌, حقوق‌ مدنی‌, تهران‌, 1363ش

جعفری‌ لنگرودی‌, محمدجعفر, مبسوط در ترمینولوژی‌ حقوق‌, تهران‌, 1378ش‌

سلجوقی‌, محمود, حقوق‌ بین‌الملل‌ خصوصی‌, تهران‌, 1370ش

شایگان‌, علی‌, حقوق‌ مدنی‌ ایران‌, تهران‌, 1331ش‌/ 1372ق

صفایی‌, حسین‌ و مرتضی‌ قاسم‌زاده‌, حقوق‌ مدنی‌: اشخاص‌ و محجورین‌, تهران‌, 1377ش

عبادی‌, محمدعلی‌, حقوق‌ تجارت‌, تهران‌, 1377ش‌

قاسم‌, هشام‌, المدخل‌ الی‌ علم‌ الحقوق‌, دمشق‌, 1967- 1968م‌

قانون‌ آیین‌ دادرسی‌ مدنی‌؛ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌؛ قانون‌ امور حسبی‌؛ قانون‌ تجارت‌؛ قانون‌ مدنی‌؛

کاتبی‌, حسینقلی‌, حقوق‌ تجارت‌, تهران‌, 1375ش

کاتوزیان‌, ناصر, قانون‌ مدنی‌ در نظم‌ حقوقی‌ کنونی‌, تهران‌, 1377ش‌

نصیری‌, محمد, حقوق‌ بین‌الملل‌ خصوصی‌, به‌ کوشش‌ مرتضی‌ کاخی‌ و مرتضی‌ نصیری‌, تهران‌, انتشارات‌ آگاه‌

ریشه های تاریخی اقامتگاه

 1 ریشه شناسی اصطلاح

اصطلاحی که در زبان فرانسه برای اقامتگاه به کار می رود, Domicile, از واژه لاتین Domicilium گرفته شده است. همین اصطلاح نه تنها ـ با قدری تفاوت در تلفظ ـ در حقوق دیگر کشورهای رومن نیز به کار می رود, بلکه در زبان انگلیسی و حقوق انگلوساکسون نیز پذیرفته شده است

واژه لاتین Domicilium خود اصطلاحی حقوقی است که برای بیان معنایی حقوقی ساخته شده و کاربردی لغوی برای معنایی فرای معنای حقوقی ندارد. بخش نخست این اصطلاح, واژه Domus به معنای ”خانه” است (گلیر, ذیل واژه) که در دیگر زبانهای هندواروپایی نیز واژه های همریشه آن به همین معنا به کار برده می شود

به عنوان نمونه می توان از واژه Domos در یونانی و Dom در روسی به معنای خانه یاد کرد (نک: لیدل و اسکات, ص 444؛ شانسکی, ص 75؛ پوکورنی, ص 198). بخش دوم واژه اسمی مشتق از مصدر colere به معنای زیستن و سکنا داشتن است (گلیر, ذیل واژه) و معنای زیستگاه را می رساند. در برآیند معنایی این ساخت, واژه Domicilium رساننده معنای ”خانه محل زندگی” است, بر این پایه که از خانه ممکن بوده ساختمانهای پیش بینی شده برای غیر زندگی نیز اراده شده باشد

این واژه به صورت Domizil وارد زبان آلمانی نیز شده است, اما حقوق آلمان اصطلاح دیگری را به جای دومیسیل جایگزین کرده است. اصطلاح آلمانی Wohnsitz, در بخش نخست دربردارنده بن فعلی wohnen به معنای سکونت کردن و در بخش دوم مشتمل بر بن فعلی sitzen به معنای نشستن و قرار گرفتن است (دودن, ذیل واژه). در مجموع اصطلاح Wohnsitz رساننده معنای مقر سکونت است

در برخی دیگر از کشورها, از جمله در ایران و روسیه, اگرچه هیچیک از دو اصطلاح فرانسه و آلمانی وام گرفته نشده, ولی مدلول آنها به صورت جز به جز ترجمه شده است (mesto zhitel’stvo = محل زندگی)
تفاوتهای آشکار در درک حقوقی مفهوم اقامتگاه میان نظامهای گوناگون حقوقی در عین ترکیب نسبتا ثابت در ژرفساخت اصطلاح, اولا نشان از آن دارد که برداشتهای حقوقی تأثیر معناداری در ساخت اصطلاح نداشته و اصطلاح اقامتگاه با گونه های زبانی مختلف آن بیشتر حاصل یک فرآیند تاریخی بوده است. هم از این روست که گاه در قانونی واحد, مانند ق.م. سویس که به سبب چندزبانگی کشور, به سه زبان فرانسه, ایتالیایی و آلمانی تنظیم شده است, در تحریر فرانسه و ایتالیایی اصطلاح Domicile/ Domicilio و در تحریر آلمانی اصطلاح Wohnsitz به کار رفته است, بدون آنکه نگرانیی از باب تفاوت معنایی دو اصطلاح وجود داشته باشد
تنها تفاوتی که میان اصطلاحات مختلف اقامتگاه در زبانهای گوناگون می توان یافت, فراموش شدگی یا شناختگی اشتقاق در زبانهای گوناگون است. برای متکلمان به زبانهای رومیایی و نیز انگلیسی, دومیسیل تنها اصطلاحی حقوقی است که چون مراحل ساخت خود را در زبان لاتین سپری کرده, برای متکلمان زبانهای امروزی, اشتقاق آن فراموش شده است. این در حالی است که اصطلاحات معادل در زبانهایی چون آلمانی, روسی و فارسی, از آن روی که در زمانی بسیار نزدیک به عصر حاضر و درون نظام واژه سازی زبان امروزی ساخته اند, دارای اشتقاقی شناخته شده اند. از همین رو, در این گروه از زبانها, اهل زبان ناخواسته رابطه ای آشکار میان اصطلاح اقامتگاه با فعل زندگی کردن و اقامت کردن حس می کنند

به هر روی, تاریخی بودن شکل گیری معنا در اصطلاح اقامتگاه, موجب شده است که این اصطلاح از واژگان عرفی دور و در چارچوب اصطلاحات حقوقی مرتبط فهم گردد. در مواردی ـ به خصوص در زبانهای ترجمه کننده ـ که این اصطلاح با واژگان عرفی هنوز ارتباط خود را حفظ کرده, این ارتباط بیش از آنکه به فهم معنا کمک رساند, فهم حقوقی محض از اصطلاح را ـ برخلاف آنچه انتظار می رود ـ با اختلالاتی مواجه ساخته و سو تفاهمهایی را پدید آورده است

2 کارکردهای تاریخی

در جستجو از ریشه اقامتگاه, معمولا سخن به قانون روم بازمی گردد. البته در فقه اسلامی و مقررات مربوط به بسط عرفی آن نیز می توان پیشینه مفهوم اقامتگاه را بازیافت, اما این موضوع هنوز مورد تحقیق شایسته قرار نگرفته است (مثلا نک: شافعی, 2/ 96؛ طوسی, 8/ 106). حتی در نگاه حقوقدانان مسلمان نیز این باور شهرت یافته که مفهوم اقامتگاه به شکل کنونی آن, در حقوق گذشته ایران و دیگر کشورهای شرقی بی سابقه بوده است (مثلا سلجوقی, 1/ 264)

در حقوق روم, نقطه آغاز اصلی در باره وضعیت حقوقی اشخاص است که به عنوان origo (اصل) یا jus originis از آن یاد می شود. مضمون قانون ”اصل” آن است که هر شخص به حوزه شهری خود تعلق دارد, به همان اندازه که متعهد است مالیات و هزینه های آن را بپردازد, به همان اندازه حق دارد از امتیازات عمومی آن بهره گیرد. ”اصل” بسیار با مفهوم ملیت امروزی همخوانی دارد, جز آنکه دایره آن محدودتر است و به حوزه شهری یا ناحیه ای محدود می شود. با افزودن این اصل که فرزند در ”اصل” ملحق به پدر است, هر فردی با تولد, ”اصل” خود را به دست می آورد و آن در همان حوزه شهری است که پدر وی بدان تعلق داشته است. در حقوق روم, سکونت فرد در خارج از حوزه شهری که بدان تعلق داشت ـ هر چند برای زمانی طولانی ـ نافی ”اصل” او نبود. اگرچه در محل جدید سکونت, مالیات می پرداخت و از مزایای شهروندی برخوردار می شد, اما ”اصل” او برایش محفوظ بود. همین ”اصل” زمینه پیدایی مفهوم اقامتگاه در حقوق روم بود

نخستین تعریف اقامتگاه در فرمان مشترک امپراطوران دیولکتیانوس و ماکسیمیانوس[5] دیده می شود که می گوید: ”مسلم است که هر شخص اقامتگاه خود را دارد, در جایی که او خانه و شغل خود را مستقر ساخته و اموالش در آنجاست؛ مسکنی که او قصد ندارد آن را ترک کند, و اگر به جای دیگر فراخوانده شود, او مسافر است, تا زمانی که به آن محل بازگردد”

بر همین پایه در حقوق روم دو گونه از تعلق به حوزه شهری شکل گرفته بود؛ آنان که با حق تولد به یک حوزه شهری تعلق داشتند, شهروند محسوب می شدند (cives), در مقابل کسانی که زمانی قابل کافی را در محلی گذرانده بودند, بدون آنکه در آنجا متولد شده باشند. اینان که غریب (adven) تلقی می شدند, از طیفی از حقوق شهروندی برخوردار بودند و مکان زندگی برای آنان ”نیمه اقامتگاه” شناخته می شدند. مفهوم ”نیمه اقامتگاه” بعدها در حقوق شرعی مسیحی نقش پراهمیتی ایفا کرده و به تدریج به عنوان اقامتگاه ثانوی شناخته شده است (باودینون, بی ص؛ ریهیج, ص 962-963؛ سلجوقی, 1/ 265-267)

با وجود تفاوتهایی در جزئیات, فضای حقوقی آنگلوساکسون نیز ـ به همان اندازه که اصطلاح دومیسیل را از محیط رومی گرفته ـ از مفهوم اقامتگاه نیز درک مشابهی داشته است. بازتابی از این درک در قانوننامه ای از اتلستن صادر شده در حدود 930م دیده می شود, حاکی از آنکه چگونه یک فرد فاقد ارباب (غریب و فاقد اقامتگاه), باید به یک حوزه شهری و یک ارباب اعلام پایبندی کند تا از حقوق شهروندی برخوردار گردد (بند2). شناختن اقامتگاه محل تولد به عنوان اقامتگاه اصلی و اقامتگاه اختیاری فرد به عنوان اقامتگاه ثانوی نه تنها در حقوق آنگلوساکسون نیز دیده می شود, بلکه اعتبار آن برخلاف حقوق رومن- ژرمن تا کنون دوام یافته است (قانون اقامتگاه[6], سراسر متن؛ نیز ریس, ص 13؛ بلک, ص 435)

در نگاهی فراگیر به سابقه تاریخی اقامتگاه, می بینیم دو معنای استقرار و قصد بقا که در تعاریف جدید از اقامتگاه دیده می شود, در نخستین تعریف و کاربردهای تاریخی حقوق روم نیز معانی قوام دهنده به مفهوم اقامتگاه هستند. شناخته شدن اقامتگاه به عنوان شاخصی برای تعریف رابطه شخص با یک مرجع معتبر ناحیه ای ـ سیاسی یا مذهبی ـ به طور مشترک در عموم مباحث مربوط به اقامتگاه در حقوق روم, حقوق شرعی مسیحی و حقوق آنگلوساکسون دیده می شود. در بسط قوانین, این رابطه دوسویه است, از سویی وظایف فرد نسبت به آن مرجع معتبر را معین می کند ـ مانند پرداخت مالیات ـ و از دگر سو امتیازاتی را مشخص می کند که شخص میتواند از آن مرجع معتبر کسب کند و در زمره آن رسیدگی آن مرجع به دعاوی حقوقی او و ستاندن داد اوست
شکل گیری ملیتهای اروپایی و تدوین قانونهای مدنی از سده 19م, برخی از این روابط را دچار دگرگونی ساخته است؛ آن مرجع معتبر با اقتدار سیاسی که شخص در ارتباط با او قرار می گیرد, دولت برخاسته از اقتدار ملی است, اما همچنان ارتباط مستقیم دولت با اتباع خود, از طریق حوزه های شهری و ناحیه ای است که از برخی جهات می تواند نقش مراجع معتبر ناحیه ای را همچنان ایفا کند. از جمله چنین مواردی که آن نقش همچنان باقی است, مسأله حوزه های قضایی و صلاحیت دادگاهها بر مبنای اقامتگاه است. اما از آنجا که حوزه های اعمال اقتدار دولتها, صرفا گونه ای از توزیع مسئولیتها است, اقامتگاه بخش مهمی از ارزش پیشین ـ به ویژه ارزشی هویتی خود ـ را از دست داده و در بیشتر کاربردهای حقوقی, به مبنای نوعی ارتباط اداری توزیع شده میان شخص و دولت تبدیل شده است

اقامتگاه

لینک کمکی