فایل word مقاله اصل شبهه

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 فایل word مقاله اصل شبهه دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word مقاله اصل شبهه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word مقاله اصل شبهه

اصل شبهه:  
عناصر منطقی شبهه:  
پاسخ شبهه:  
داستان موسی و خضر (ع)  
سخنرانی موسی (ع) و ترک اولی او  
موسی(ع) در جستجوی استاد  
دیدار موسی از سه حادثه عجیب  
توضیحات خضر (ع) در مورد سه حادثه عجیب  
توصیه خضر (ع) و نوشته لوح گنج  
اصل شبهه:  
عناصر منطقی شبهه:  
پاسخ شبهه:  
دیدگاههای مختلف مفسرین در مورد رفتار حضرت موسی (ع) با برادر خویش  
علت چنین واکنش حضرت موسی (ع)  
عکس العمل شدید در برابر گوساله پرستان  
پاسخ علامه طباطبایی به این شبهه  
توضیح در مورد رفتار موسی (ع) با برادر خویش  
چرا موسی (ع) در میقات غضبناک نشد؟  

اصل شبهه

برخی بر اساس مبانی نقلی شبهه ای را در مورد حضرت موسی (ع) مطرح می کنند که در ماجرای موسی و خضر که در سوره کهف آیات 60 الی 70 بیان شده, کرارا به مساله نسیان موسی برخورد می کنیم, یکی در مورد آن ماهی که برای تغذیه فراهم ساخته بودند, و دیگر سه بار در ارتباط با تعهدی که دوست عالمش از وی گرفته بود. اکنون این موضوع پیش می آید که آیا نسیان برای انبیا امکان دارد؟ لذا نتیجه می گیرند که حضرت موسی در این جریان دچار نسیان و غفلت شده که این با موضوع عصمت ایشان سازگاری ندارد

عناصر منطقی شبهه

1-  مسلمانان معتقدند موسی (ع) دارای عصمت بوده است

2- در حالی که طبق آیات 60 الی 70 سوره کهف حضرت موسی دچار نسیان و فراموشی شده است

3- این موضوع با عصمت ایشان سازگاری ندارد

پاسخ شبهه

جمعی معتقدند که صدور چنین نسیانی از پیامبران بعید نیست چرا که نه مربوط به اساس دعوت نبوت است, و نه فروع آن, و نه تبلیغ دعوت, بلکه در یک مساله صرفا عادی و مربوط به زندگانی روزمره است, آنچه مسلم است هیچ پیامبری در دعوت نبوت و شاخ و برگ آن مطلقا گرفتار خطا و اشتباه نمی شود و مقام عصمت او را از چنین چیزی مصون می دارد.اما چه مانعی دارد که موسی به خاطر اینکه مشتاقانه و با عجله به دنبال این مرد عالم می رفت غذای خود را که یک مساله عادی بوده فراموش کرده باشد؟و نیز چه مانعی دارد که عظمت حوادثی همچون شکستن کشتی, و کشتن یک نوجوان, و تعمیر بی دلیل یک دیوار در شهر بخیلان, او را چنان هیجان زده کند که تعهد شخصی خود را با دوست عالمش بدست فراموشی سپرده باشد؟ این نه از یک پیامبر بعید است, و نه با مقام عصمت منافات دارد

بعضی از مفسران نیز احتمال داده اند که نسیان در اینجا به معنی مجازی- یعنی ترک- بوده باشد, چرا که انسان هنگامی که چیزی را ترک می کند شبیه آنست که آن را نسیان کرده باشد, اما چرا موسی غذای خود را ترک گفت, برای اینکه نسبت به چنین مساله ای بی اعتنا بود, و در مورد تعهدش با دوست عالمش به خاطر این بود که برای او که از دریچه ظاهر به حوادث می نگریست اصلا قابل قبول نبود که انسانی بی جهت آسیب به اموال یا جان مردم برساند بنا بر این خود را موظف به اعتراض می دید و فکر می کرد اینجا جای آن تعهد نیست. ولی پیداست که این گونه تفسیرها با ظاهر آیات سازگار نمی تواند باشد. موسی که از عجله و شتابزدگی خود که طبعا به خاطر اهمیت حادثه بود پشیمان گشت و بیاد تعهد خود افتاد در مقام عذرخواهی برآمده رو به استاد کرد و چنین” گفت مرا در برابر فراموش کاری که داشتم مؤاخذه مکن و بر من بخاطر این کار سخت مگیر” (قال لا تؤاخذنی بما نسیت و لا ترهقنی من أمری عسرا) یعنی اشتباهی بود و هر چه بود گذشت تو با بزرگواری خود صرف نظر فرما

علامه طباطبایی می فرماید: کلمه ” رهق” به معنای احاطه و تسلط یافتن به زور است, و ” ارهاق” به معنای تکلیف کردن است. و معنای جمله این است که مرا به خاطر نسیانی که کردم و از وعده ای که دادم غفلت نمودم مؤاخذه مکن و در کار من تکلیف را سخت مگیر. و چه بسا نسیان را به ترک تفسیر کنند, لیکن تفسیر اول روشن تر است, و به هر حال جمله مورد بحث عذرخواهی موسی (ع) است

 

داستان موسی و خضر (ع)

از داستان‎های جالب زندگی موسی ـ علیه السلام ـ ماجرای شیرین او با حضرت خضر ـ علیه السلام ـ است که در قرآن سوره کهف آمده و دارای نکات و درسهای آموزنده گوناگونی است

سخنرانی موسی (ع) و ترک اولی او

هنگامی که فرعون و فرعونیان در دریای نیل غرق شده و به هلاکت رسیدند, بنی‎اسرائیل به رهبری حضرت موسی ـ علیه السلام ـ پس از سالها مبارزه, پیروز شدند و زمام امور رهبری به دست موسی ـ علیه السلام ـ افتاد. او در یک اجتماع بسیار بزرگ (که می‎توان آن را به عنوان جشن پیروزی نامید) در حضور بنی‎اسرائیل سخنرانی کرد, مجلس بسیار باشکوه بود, ناگاه یک نفر از موسی ـ علیه السلام ـ پرسید: (آیا کسی را می‎شناسی که نسبت به تو اعلم (عالم‎تر) باشد؟) موسی ـ علیه السلام ـ در پاسخ گفت: نه. و مطابق بعضی از روایات, پس از نزول تورات و سخن گفتن مستقیم خدا با موسی ـ علیه السلام ـ, موسی در ذهن خود به خودش گفت: (خداوند هیچکس را عالم‎تر از من نیافریده است.) در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده. (یعنی براثر حالتی شبیه خودخواهی, در سراشیبی نزول از مقامات عالیه معنوی قرار گرفته, به یاریش بشتاب تا اصلاح شود. جبرئیل به سراغ موسی آمد;) خداوند همان‎دم به موسی ـ علیه السلام ـ وحی کرد: آری داناتر از تو عبد و بنده ما خضر ـ علیه السلام ـ است, او اکنون در تنگه دو دریا, در کنار سنگی عظیم است

موسی ـ علیه السلام ـ عرض کرد: (چگونه به حضور او نایل شوم؟) خداوند فرمود: (یک عدد ماهی بگیر و در میان زنبیل خود بگذار, و به سوی آن تنگه دو دریا برو, در هر جا که آن ماهی را گم کردی, آن عالم در همانجا است.)

 

موسی(ع) در جستجوی استاد

موسی ـ علیه السلام ـ که دانش‎دوست بود, گفت: من دست از جستجو برنمی‎دارم تا به محل آن تنگه دو دریا برسم, هرچند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم. موسی دوست و همسفری برای خود انتخاب کرد که همان مرد رشید و شجاع و با ایمان بنی‎اسرائیل به نام یوشع بن نون بود, موسی یک عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندکی زاد و توشه راه‎ برداشت و همراه یوشع به سوی تنگه دو دریا حرکت کردند. هنگامی که به آنجا رسیدند در کنار صخره‎ای اندکی استراحت کردند, در همان‎جا موسی و یوشع, ماهی‎ای را به همراه داشتند, فراموش کردند. بعد معلوم شد که ماهی براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزه‎آسایی خود را در همان تنگه به دریا افکنده و ناپدید شده است. موسی و همسفرش از آن محل گذشتند, طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید, در این هنگام موسی ـ علیه السلام ـ به خاطرش آمد که غذایی به همراه خود آورده‎اند, به یوشع گفت: (غذای ما را بیاور که از این سفر سخت خسته شده‎ایم.) یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم, من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را بازگو کنم, و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود, و ماهی راهش را به طرز شگفت‎انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد. و از آنجا که این موضوع به صورت نشانه‎ای برای موسی ـ علیه السلام ـ در رابطه با پیدا کردن عالم, بیان شده بود موسی ـ علیه السلام ـ مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است که ما می‎خواستیم و به دنبال آن می‎گشتیم. در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالم پرداختند, وقتی که به تنگه رسیدند حضرت خضر ـ علیه السلام ـ را در آنجا دیدند

پس از احوالپرسی, موسی ـ علیه السلام ـ به او گفت: (آیا من از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟) خضر: تو هرگز نمی توانی همراه من صبر و تحمل کنی, و چگونه می‎توانی در مورد رموز و اسراری که به آن آگاهی نداری شکیبا باشی؟ موسی: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت, و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو را نخواهم کرد. خضر: پس اگر می‎خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سؤال نکن, تا خودم به موقع, آن را برای تو بازگو کنم. موسی ـ علیه السلام ـ مجددا این تعهد را داد که با صبر و تحمل همراه استاد حرکت کند و به این ترتیب همراه خضر ـ علیه السلام ـ به راه افتاد (مضمون آیات 60 تا 70 سوره کهف)

دیدار موسی از سه حادثه عجیب

لینک کمکی